تبليغاتX
وبلاگ قصرشیرین ،گیلانغرب ، سرپل ذهاب -
وبلاگ اخبار اجتماعی/اقتصادی/ورزشی و... قصرشيرين ، گيلانغرب ، سرپل ذهاب ، گواوور ، سومار و نفت شهر

فرهنگ ایرانی-اسلامی در گفت و گو با جهان معاصر
گفتگو يا پروفسور حمیدمولانا ، استاد دانشگاه آمريكن ، دكتر محمد رجبي رئيس موسسه فرهنگي اكو.

 

حرفهايي را بزنيم كه شنيدني است ، آنچه وجود ندارد بگوييم ، از عدالت ، خانواده صلح و آرامش و احترام به ديگران بگويم ،دکتر حمید مولانا، استاد ارتباطات و روابط بین الملل و دکتر محمد رجبی، استاد تاریخ و فلسفه در برنامه گفت وگوی روز...

 

* چه ويژگيهايي موجب شده نام فرهنگ ايران ماندگار بماند ؟ فرهنگ و تاريخ و تمدن ايران را بعد از انقلاب بررسي كنيم.

_ پورفسور مولانا: در فرهنگ پيش از همه ما به تاريخ و زمان فكر مي كنيم و عادات و ارزشهايي كه در اين مدت براي ما حائز شده است. ما ايراني هستيم فرهنگ ايراني داريم و راه زندگي و ارزشها و باورها وسنتها و اعتقاد ودين را به آن فكر ميكنيم از زمان زرتشت تا اسلام. به نظر من تمدن نتيجه محصولات فيزيكي و مادي است ايراني هويت دارد . مابيش از شناخت فيزيكي وجغرافيايي كه داريم يك شناخت تاريخي نيز داريم . .

_ دكتر رجبي : در حوزه زباني ما ايراني هستيم ، زبان ايراني قلمرويي بيش از قلمرو جغرافيايي و سياسي دارد. اين زبان تا تاجيكستان ، افغانستان ،بخشي از تركمنستان ، ازبكستان ، پاكستان آذربايجان و حتي عراق و كشورهاي ساحلي خليج فارس گسترش پيدا كرده است. درسته ما با اين كشورها هم زبان هستيم ولي كشش زبان اين كشورها با ما فرق مي كند . زبان ما براي ما تركيبي و براي آنها اشتقا است . از بعد زبان ما خود را جزء خانواده بزرگي احساس مي كنيم كه امروزه در مجموع چند كشور قرار گرفته است. ايران اسم خاص كشور ماست و هر كشور ديگر اسمي خاص براي خودش دارد و جدايي اين اسم ها باعث شده كه زبان نيز تغيير كند. مثلا اگر از يك تاجيكستاني بپرسيم اسم زبان شما چيست ؟ ميگويد تاجيكي در صورتي كه آنان به زبان فارسي صحبت مي كنند. درك ايراني از زبان چيست؟ فقط درك ايرانيها از زبان همان زبان فارسي است؟ درك ايرانيها از زبان بسيار مهم است افرادي در ايران هستند كه به زبان تركي ، كردي، بلوچي يا فارسي صحبت مي كنند و همه در ايران هستند. ولي اگر از هر كدام از اين افراد بپرسند كجايي هستيد مي گويند ايراني .

_ مولانا : يكي از مشخصه هاي ايرانيان زبانشان است ، ارزشها به اعتقادها و باورهاي خود ايراني ها بر مي گردد. براي چه زنده هستيم ، به كجا مي رويم و از كجا آمده ايم ؟ رابطه ما با افراد چگونه است. ارزشها با زبان بسيار ملموس است فرق ما با حيوانات فقط در زبان نيست بلكه در انديشه و فكر ماست. شايد حيواني مثل طوطي بتواند صحبت كند ولي آيا مي تواند بي انديشد و تصميم بگيرد. زبان و انديشه دو بعد جدا از هم دارند ولي در آن دو دريچه هايي است كه آنها را به هم وصل ميكند ايرانيها از قديم توحيد گرا بودند و به يك خداي واحد اعتقاد داشتند اين يك انديشه بالا است. زبان ، سنتها و ارزشها اينها همه به هم وصل ميشوند.

_ رجبي: اگر از كسي در ايران بپرسند كجايي هستي ؟ مي گويد ايراني زياد بر روي زبان خود تاكيد نمي كند بيشتر به مليت و هويت خود تاكيد مي كند. آن چيزي كه يك فرد به خود مي بالد فرهنگ آن ملت است. زبان جزء فرهنگ است شايد نام زبان دو ملت با هم يكي باشد ولي چون فرهنگ دو ملت متفاوت است ، زبان هم تغيير ميكند مثلا مردم اتريش و سوييس هر دو به زبان آلماني صحبت مي كنند ولي آلماني اتريشي با آلماني سوئيسي متفاوت است . صدام تصور مي كرد چون مردم خوزستان عربي صحبت مي كنند بايد جزء عراق باشند ولي مردم خوزستان ايراني هستند براي همين بعنوان ايراني از خوزستان در برابر عراق دفاع كردند.         _ درباره فرهنگ ، تاريخ وتمدن حال ايران صحبت كنيد ؟

_ مولانا: فرهنگ مانند رودخانه اي است كه هميشه در حال جريان است مانند درياچه كه ثابت باشد و حركت نكند نيست تا بعد از مدتي از بين برود. دو عامل باعث مي شود كه فرهنگ تغيير كند زمان و مكان . در زمان تداوم تاريخي بسيار مهم است كه بصورت تقويمي نگاه به مسئله مي كند در مكان جغرافيا و ابعاد تصويري اهميت دارد. اسلام با ارزشهايي كه ارائه داد و ما آنها را قبول كرديم از جنبه زمان و مكان نيز با ما منطبق شد. فرهنگ ما با فرهنگ اسلامي آميخته شد. عربها به ايران حمله كردند و اسلام را به ايران آوردند و ما ايرانيان به ديگر كشورها حمله كرديم و اينگونه است كه فرهنگ ها انتشار مي يابند. فرهنگ برداشتي از زمان و مكان است ما ايراني هستيم زماني زرتشت را داشتيم و با ورود اسلام ،‌ اسلام را داريم. ما تنها از پيامبر خودمان در اسلام صحبت نمي كنيم بلكه همه اديان و پيامبران را قبول داريم ما ايرانيها ابعاد بزرگي را به خود مي گيريم امروزه ما بعد بسيار زيادي نسبت به همه چيز پيدا كرديم. فرهنگ تنها يك چيز مشخصي نيست بلكه در حال تكامل است و هويت ويژه اي دارد.

_ رجبي: قبل از اينكه آرياييها به ايران بيايند افرادي در ايران زندگي مي كردند مانند :كاشمر ، كاسپين ،لرستان اقوام آلبانب، نوعي سياهپوستاني كه در اطراف سيستان در ايران حكومت مي كردند. با اينكه فرهنگ ما در زمانهاي گذشته يك رنگ و بوي متفاوتي داشته ولي در آنها يك عنصر ثابت وجود داشت هر فرهنگ يك هويت و ماهيتي دارد ما بعد از اسلام داراي فرهنگ و تمدن اسلامي شديم اما چه نوع مسلماني هستيم؟ ايراني مسلمان . فرهنگ اسلامي را ما نام گذاري نكرديم اين نامي است كه اروپاييها روي ما گذاشتند آنها متوجه اشتراكاتي شدند از آنجلاس تا اندونزي و از آسياي ميانه تا جنوب آفريقا اسم اين حوزه فرهنگ بزرگ را گذاشتند حوزه و فرهنگ بزرگ اسلامي ولي تفاوتهايي باهم دارند در انسانيت از شخصيت انساني و احساسات خاص انساني با هم مشترك هستيم در نوع بروز عوامل ژنتيكي هر كدام از ما متفاوت هستيم. اين عوامل ژنتيكي در جوامع به سابقه تاريخي و جغرافياي هر قوم بر ميگردد. فرهنگ و شخصيت جمعي بين افراد وحدت مي دهد. در سطح بزرگتر حوزه تمدن اسلامي و در سطح كوچكترش ايراني، عرب وكوچكتر از ان هم خرده فرهنگ ها قرار دارند.

_ منظور از فرهنگ اسلامي- ايراني معاصر چيست؟

_مولانا: سياست يك نوع فعاليت فرهنگي است. ايراني –اسلامي همان است كه ما در ذهن خود داريم با انديشه هاي نهفته كه وجود دارد. ما از اسلام صحبت مي كنيم و مرزها و جغرافيا را رها ميكنيم و از توحيد و اسلام صحبت مي كنيم. سرزمين اسلامي هر جايي است كه مسلماني باشد و آن اعتقادات رشد و شكل پيدا كند. ارزشهايي كه ما ايرانيها داريم بسيار زياد است ما ارزش و اعتقاد را نبايد عوض كنيم. ايراني و اسلامي بودن از لحاظ جنبه حقيقي ، چقدر به اعتقادهايي كه در طول تاريخ ايران و تاريخ اسلام معتقد هستيم ، چگونه با هم تلفيق داديم وهويت پيدا كرديم  و اين تناقضات چقدر در ما وجود دارد كه باعث تنش در جامعه مي شود.

_ رجبي: آن چيزي كه در فرهنگ ما غالب بوده و فرهنگ ما را از فرهنگهاي ديگر جدا مي كند ادبيات ما است از گلستان سعدي، حافظ ، شاهنامه فردوسي و حتي موسيقي هاي سنتي ما. آنچه كه ما الان داريم يك وجه غالبي است كه قبل از انقلاب اسلامي با ورود فرهنگ جديد غرب ايجاد شد. ولي فرهنگ بعد از انقلاب متفاوت است.

_ مولانا: تهاجم فرهنگي دو بعد دارد يكي ما عميق فكر نمي كنيم دومي طرف مقابل آنقدر يكطرفه تبليغاتش را به ما تحميل ميكند كه ما فرصت نمي كنيم خلاقيتها و فكرهاي خودمان را به عمل برسانيم .تاريخ اسلامي ايران مشعل دار و پرچم دار خالق اين علم و دانش است چون ما خودمان مستقل فكر كرديم. در همه چيز در سياست ،بازار يابي، اجتماع ، روابط عمومي و... ما ايراني هستيم چون خانواده داريم ، خانواده خود را دوست داريم و هنوز هم به خانواده هايمان وصل هستيم اينها ارزش هستند با اين ارزشهاي انساني و معنويات است كه ما را ايراني مي نامند. تمدن غرب يك تمدن مادي است هر چه هم پس انداز دارند از قرون وسطي باقي مانده است. معني اخلاق در غرب با ايران كاملا متفاوت است.

_ براي داد و ستد جهاني روي كدام يك از ويژيگيهاي امروزه ميتوانيم استفاده كنيم و امكان گفتگو و تامل را گسترش دهيم ، كدامها در الويت هستند؟

_ رجبي: ما هنوز به گفتگو در سطح ملي خودمان نرسيده ايم. براي همين با ملتهاي ديگر نمي توانيم گفتگو كنيم. ما در واحدهاي درسي خودمان زبان انگليسي را آموزش مي دهيم چرا زبانهاي متفاوت ملت خودمان را آموزش نمي دهيم؟ در صورتي كه اگر زبانهاي هموطنان خودمان را بخوانيم ، مي توانيم با تمام ملت گفتگو و تفاهم داشته باشيم. در درجه اول بايد گفتگوي درون كشوري (گفتگوي ملي) را سامان بدهيم بعد گفتگو با همسايه ها (گفتگوي منطقه اي) و بعد گفتگوي جهان را سامان ببخشيم.

ارزشهاي مشتركي كه همه اديان پيام آور آن بودند و اسلام با تاكيد قرآن براي تكميل و تعالي آن ارزشها مطرح شده ،ارزشهاي مشترك اخلاقي و فطري انسانها است. امام صادق (ع) مي فرمايد:"دعوت كننده مردم باشيد در حال سكوت "(يعني باعمل ).
_مولانا: حرفهايي را بزنيم كه شنيدني است ، در دنيايي كه ماديات حكومت مي كند ديگر لازم نيست ماديات را تحويل بازار بدهيم چون به اندازه كافي وجود دارد. چيزهايي را بگويم كه وجود ندارد. ما چه چيزهاي را انجام داده ايم و چه چيزهايي را انجام نداديم اولويتهايي  را كه بايد در نظر بگيرم مثل عدالت كه در نهج البلاغه از آن بسيار صحبت شده براي همين است كه نظر دنيا به ما جلب شده است ، و دومي به طبيعت احترام بگذاريم ، طبيعت فلسفه توسعه مسكن و زندگي را عوض مي كند. سومي مورد خانواده است كه عنصر خانواده بايد حفظ شود كه در غرب متاسفانه حفظ نشده است. مورد ديگر صلح و آرامش است ، ما استعمارگر نيستسم و طرفدار صلح و آرامش هستيم و مورد آخر مهمان نوازي است ما عطوفت و مهمانوازي را دوست داريم و به ديگران احترام مي گذاريم حتي اگر ، هم فرهنگ نباشيم و در يك كشور زندگي نكنيم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 خرداد1388ساعت 15:1  توسط Sadegh  |